تبلیغات
اجتماع و من( شمس کیا)

اجتماع و من( شمس کیا)
یادها فراموش نخواهند شد ، حتی به اجبار و دوستی ها ماندنی هستند ، حتی با سکوت
چند خیابان آن طرف تر، پسر جوانی خم شده در سطل زباله و تکه‌های پلاستیک و کاغذ را در یک گونی می‌ریزد، کارش که تمام می شود آن را به پشتش می اندازد و همین طور که پاهایش را روی زمین می‌کشد به راهش ادامه می‌دهد، دارد می‌رود سراغ یک سطل زباله دیگر. چشمم روی آن گونی بزرگ مانده است، انگار همه اندوه‌ها، حسرت‌ها و آرزوهایش را به پشتش انداخته و می‌برد.

اینجا زندگی ترجمان دیگری دارد و بساط آن روی یک کارتن کوچک شاید پهن می‌شود. روزها انگار به این آدم‌ها دهن کجی می‌کنند تا به شب برسند. اینجا زندگی برای بعضی‌ها اصلا رنگ ندارد...

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج


(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج

(تصاویر) زندگی‌های کارتنی در کرج
  • عکاس: عباس شریعتی


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 آذر 1393 توسط شمس کیا
درباره وبلاگ

چه بیهوده است
در پاییز
به بهار فکر کردن
shamskiam@yahoo.com
Blog Skin