تبلیغات
اجتماع و من( شمس کیا) - مطالب شعر

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

یادها فراموش نخواهند شد ، حتی به اجبار و دوستی ها ماندنی هستند ، حتی با سکوت

google-site-verification: googleb16b06fd186b60b2.html
Please support me
(لطفا از من حمایت کنید)
چه شب ساکتی است
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
شنبه 13 اردیبهشت 1393
زمان :
02:15 ب.ظ
نظرات () |

چه شب ساکتی است...
انگار هیچکس در دنیا نیست؛
یا شاید...
من در دنیای کسی نیستم! 


مرتبط با : شعر


باز ای باران ببار
نویسنده :
شورشی
تاریخ :
چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393
زمان :
04:24 ب.ظ
نظرات () |


چه بارونی داره اصفهان میاد
باز ای باران ببار 

بر تمام لحظه های بی بهار 

بر تمام لحظه های خشک خشک 

بر تمام لحظه های بی قرار 

باز ای باران ببار 

بر تمام پیکرم موی سرم 

بر تمام شعر های دفترم 

بر تمام واژه های انتظار
باز ای باران ببار 

بر تمام صفحه های زندگیم 

بر طلوع اولین دلدادگیم 

بر تمام خاطرات تلخ و تار 

باز ای باران ببار 

غصه های صبح فردا را بشوی 

تشنگی ها خستگی ها را بشوی 


مرتبط با : سرگرمی شعر


پرواز را به خاطر بسپار (فروغ فرخزاد)
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
یکشنبه 3 فروردین 1393
زمان :
04:08 ب.ظ
نظرات () |


دلم گرفته است 

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را

بر پوست کشیده شب می کشم

چراغهای رابطه تاریکند

چراغهای رابطه تاریکند

کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد 

کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است.



مرتبط با : شعر


مگسی را کشتم
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
سه شنبه 29 بهمن 1392
زمان :
09:06 ق.ظ
نظرات () |


مگسی را کشتم

نه به جرمی که پلید است بد است

یا که چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

بی نوا دور سرم میچرخید

به خیالش قندم

ای دو صد نور به قبرش بارد

مگس خوبی بود

من به این جرم که از فکر تو بیرونم کرد

آن مگس را کشتم.

مرحوم "حسین پناهی"



مرتبط با : شعر


در جستجوی عشق ، اما بی چراغم!
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
شنبه 21 اسفند 1389
زمان :
12:35 ب.ظ
نظرات () |

در جستجوی عشق ، اما بی چراغم!

 

در جستجوی عشق ، اما بی چراغم!

عشقی نشد یار دلم ، اما چرا غم؟

در برگریز غصه و توفان تردید

پیچیده بوی حسرتی در کوچه باغم

جای کبوترهای شادی ، بر درختان

من میزبان غم خبرهای کلاغم

رفتی ، تمام گرمی ات از زندگی رفت

از هُرم حزن انگیز این شب گریه ، داغم

سرداب دلسردی ، سکوتی مثل مرداب

مرگ است شاید آنکه می آید سراغم...

 

مرضیه خدیر



مرتبط با : شعر


دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
پنجشنبه 21 بهمن 1389
زمان :
12:16 ب.ظ
نظرات () |

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست

آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست

                   در من طلوع آبی آن چشم روشن

                   یادآور صبح خیال انگیز دریاست

بیهوده می کوشی که راز عاشقی را

از من بپوشانی که در چشم تو پیداست

                   ما هردومان خاموش خاموشیم اما

                   چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست

گل کرده باغی از ستاره در نگاهت

آنک چراغانی که در چشم تو برپاست

                   بگذار دستم راز دستت را بداند

                   بی هیچ تردیدی که دست عشق با ماست

دیروزمان را با غروری پوچ کشتیم

امروز هم زان سان ولی آینده ماراست

 

حسین منزوی



مرتبط با : شعر


چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
پنجشنبه 21 بهمن 1389
زمان :
12:13 ب.ظ
نظرات () |

چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی

بلندمی پرم اما ، نه آن هوا که تویی

تمام طول خط از نقطه ی که پر شده است

از ابتدا که تویی تا به انتها که تویی

ضمیر ها بدل اسم اعظم اند همه

از او و ما که منم تا من و شما که تویی

تویی جواب سوال قدیم بود و نبود

چنانچه پاسخ هر چون و هر چرا که تویی

به عشق معنی پیچیده داده ای و به زن

قدیم تازه و بی مرز بسته تا که تویی

به رغم خار مغیلان نه مرد نیم رهم

از این سغر همه پایان آن خوشا که تویی

جدا از این من و ما و رها ز چون و چرا

کسی نشسته در آنسوی ماجرا که تویی

نهادم آینه ای پیش روی آینه ات

جهان پر از تو و من شد پر از خدا که تویی

تمام شعر مرا هم ز عشق دم زده ای

نوشته ها که تویی نانوشته ها که تویی

 

حسین منزوی



مرتبط با : شعر


چون سرمه می وزی قدمت روی دیده هاست
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
پنجشنبه 21 دی 1391
زمان :
11:53 ق.ظ
نظرات () |


چون سرمه می وزی قدمت روی دیده هاست

 

چون سرمه می وزی قدمت روی دیده هاست

لطف خط شکسته به شیب کشیده هاست

 

هرکس که روی ماه تو را دیده، دیده است

فرقی که بین دیده و بین شنیده هاست

 

موی تو نیست ریخته بر روی شانه هات

هاشور شاعرانه ی شب بر سپیده هاست

 

من یک چنار پیرم و هر شاخه ای ز من

دستی به التماس به سمت پریده هاست

 

از عشق او بترس غزل مجلسش نرو

امروز میهمانی یوسف ندیده هاست

 

حامد عسگری



مرتبط با : شعر


بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
سه شنبه 21 دی 1389
زمان :
11:51 ق.ظ
نظرات () |

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست

باور کنید که پاسخ آیینه سنگ نیست

                سوگند می خورم به مرام پرندگان 

                در عرف ما، سزای پریدن تفنگ نیست

با برگ گل نوشته به دیوار باغ ما 

وقتی بیا که حوصله غنچه تنگ نیست

                  در کارگاهِ رنگرزانِ دیار ما

                رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست

 از بردگی مقام بلالی گرفته اند

در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست

                دارد بهار می گذرد با شتاب عمر

                فکری کنید که فرصت پلکی درنگ نیست

وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را

فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست

                تنها یکی به قله تاریخ می رسد

                هر مرد پاشکسته که تیمور لنگ نیست

 محمد سلمانی



مرتبط با : شعر


قدر یک قاصدک از تو اثری می خواهم
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
چهارشنبه 21 دی 1390
زمان :
11:34 ق.ظ
نظرات () |

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهم

قدر یک قاصدک از تو اثری می خواهم

         خواب و بیدار، شب و روز به دنبال من است؛

         جز مگر یاد تو یار سفری می خواهم؟

در خودم هر چه فرو رفتم و ماندم کافی است

رو به بیرون زدن از خویش، دری می خواهم

          بعد عمری که قفس واشد و آزاد شدم

         تازه برگشتم و دیدم که پری می خواهم

سر به راهم تو مرا سر به هوا می خواهی

پس نه راهی، نه هوایی، نه سری می خواهم

          چشم در شوق تو بیدارتری می طلبم

         دلِ در دام تو افتاده تری می خواهم

در زمین ریشه گرفتم که سرافراز شوم

بی تو خشکیدم و لطف تبری می خواهم

 

مهدی فرجی



مرتبط با : شعر


در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
یکشنبه 20 مرداد 1392
زمان :
11:21 ب.ظ
نظرات () |

در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من

 

 در دیگران می جویی ام اما بدان ای دوست

 اینسان نمی یابی ز من حتی نشان ای دوست

 من در تو گشتم مرا در خود صدا می زن

 تا پاسخم را بشنوی پژواک سان ای دوست

در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من

سردی مکن با این چنین آتش به جان ای دوست

 گفتی بخوان خواندم اگر چه گوش نسپردی

حالا لالم خواستی پس خود بخوان ای دوست

من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم

گر می توانی یک نفس با من بمان ای دوست

یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی کن

 از من من این برشانه ها بار گران ای دوست

نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت

بیهوده می کوشی بمانی مهربان ای دوست

 انسان که می خواهد دلت با من بگو آری

 من دوست دارم حرف دل را بر زبان ای دوست

 

محمد علی بهمنی



مرتبط با : شعر


در این زمانه بی های و هوی لال پرست
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
چهارشنبه 20 شهریور 1392
زمان :
11:13 ب.ظ
نظرات () |

 

در این زمانه بی های و هوی لال پرست

خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

 

چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را

برای این همه ناباور خیال پرست؟

 

به شب نشینی خرچنگ های مردابی

چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

 

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند

به پای هرزه علفهای باغ کال پرست

 

رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست

کمال دار برای من کمال پرست

 

هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری ست

به چشم تنگی نا مردم زوال پرست

 

محمدعلی بهمنی

 



مرتبط با : شعر


نفس کشیدم و گفتی زمانه جانکاه است
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
چهارشنبه 20 شهریور 1392
زمان :
11:05 ب.ظ
نظرات () |

نفس نمی کشم ، این آه از پی آه است

             در آسمان خبری از ستاره ی من نیست

             که هر چه بخت بلند است ، عمر کوتاه است

به جای سرزنش من به او نگاه کنید

دلیل سر به هوا گشتن زمین، ماه است

             شب مشاهده ی چشم آن کمان ابروست

             کمین کنید رقیبان سر بزنگاه است

اگر نبوسم حسرت ، اگر ببوسم شرم

شب خجالت من از لب تو در راه است

 

فاضل نظری




مرتبط با : شعر


خوبی ِ زندگی
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
دوشنبه 25 آذر 1392
زمان :
07:08 ب.ظ
نظرات () |

هوشنگ گلشیر

خوبی ِ زندگی

بیشتر در این است 

که یک مرگی هم در انتهاش هست!



مرتبط با : شعر


نمی دانی چه حال بدی دارم
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
دوشنبه 25 آذر 1392
زمان :
07:07 ب.ظ
نظرات () |

نمی دانی چه حال بدی دارم

وقتی لبخندی دروغی به لب می آورم

آن وقت همه می گویند

چقدر شاد و سر زنده اید

نمی دانی چقدر آرزو می کنم کودکی

از جایی بیرون بپرد و بگوید

این دیوانه را ببینید

خنده هایش برهنه است

                      .         .         .           .           .          .         .           .کاظم خوشخو

                      



مرتبط با : شعر




( تعداد کل صفحات: 15 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




چه بیهوده است
در پاییز
به بهار فکر کردن
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

۹ میلیون ایرانی , دنیا , تست , اجتماعی , سال سوم , ایران , احتکار , انگلیس , حیوان , احمدشاه ,